سلام
امیدوارم منو ببخشین که تو این مدت کم کار بودم
مخصوصا شما اقا پویا
امروز یه شعر از سهراب میزارم
البته قسمت هایی از شعر رو:
نگاه مرد مسافر به روی میز افتاد
ـ چه سیب های قشنگی
ـحیات نشئه ی تنهایی است
و میزبان پرسید
ـ قشنگ یعنی چه
ـ قشنگ تعبیر عاشقانه ی اشکال است
ـ و عشق تنها عشق
ـ تو را به گرمی یک سیب میکند مایوس
ـ و عشق تنها عشق
ـ مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد
ـ مرا رساند به امکان یک پرنده شدن
ـ و نوشداروی اندوه
ـ صدای خالص اکسیر میدهد این نوش
باقی رو بعدا مینویسم
فعلا
نوشته شده در تاريخ شنبه ششم مهر 1387 توسط alone the loneliest

