تاريخ : جمعه دهم مهر 1388 | 22:42 | نویسنده : پویا

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد ...

نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت؟!...

ولی بسیار مشتاقم، که از خاک گلویم سوتکی سازد...

گلویم سوتکی باشد بدست کودکی گستاخ و بازیگوش ...و او یکریز و پی در پی،  دم گرم خوشش را در گلویم سخت بفشارد...

و خواب خفتگان خفته را آشفته  تر سازد...

بدین سان بشکند در من، سکوت مرگبارم را ...


برچسب‌ها: دکتر علی شریعتی

تاريخ : پنجشنبه بیستم تیر 1387 | 22:4 | نویسنده : پویا

سلام

خیلی وقت بود که دستی به سر و روی این وبلاگ بیچاره نزده بودم...پر از گرد و خاک بود...مثل دل خیلیا...

حالا براتون چند تا جمله ی قشنگ میذارم امیدوارم خوشتون بیاد...نظراتتون رو هم دریغ نکنید... ممنون

 

1.خدايا آنکه در تنها ترين تنهاييم تنهاي

تنهايم گذاشت خواهشي دارم.....

تو در تنها ترين تنهاييش تنهاي تنهايش نزار...

. خداوندا اگر روزي بشر گردي... زحال ما خبر گردي...2

پشيمان مي شوي از قصه خلقت... از اين بودن، از اين بدعت ...

 خداوندا تو مي داني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است...

 چـه زجـري مي کشد آن کـس که انسـان اسـت و از احـسـاس سـرشـار است...

3.وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن ...به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد...نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم... گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد...

4. شباهنگام،در آن دم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند...

درآن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام...

گرم یاد آوری یا نه،من از یادت نمی کاهم...

تو را من چشم در راهم.

((نیما یوشیج))

5. افسوس که هرجه برده ام باختنی است ...بشناخته ها تمام نشناختنی است ...

برداشته ام هر آنچه باید بگذاشت... بگذاشته ام هر آنچه برداشتنیست...

((شیخ طوسی))



تاريخ : جمعه بیستم اردیبهشت 1387 | 12:35 | نویسنده : پویا
سلام

باز هم با چند تا جمله اومدم امیدوارم خوشتون بیاد و لذت ببرید:

۱. منتظر باش اما معطل نشو ، تحمل کن اما توقف نکن ، قاطع باش اما لجباز نباش ،صريح باش اما گستاخ نباش ، بگو آره اما نگو حتماً ، بگو نه ولي نگو ابداً ...

۲.قوانين شاد زيستن : ۱- اگر شما چيزي را دوست داريد از آن لذت ببريد . ۲ - اگر شما چيزي را دوست نداريد از آن دوري جوئيد. ۳ - اگر شما چيزي را دوست نداريد و نمي توانيد از ان دوري کنيد آن را تغيير دهيد. ۴ - اگر شما چيزي را دوست نداريد و نمي توانيد از آن دوري کنيد و نمي توانيد آن را تغيير دهيد آن را بپذيريد. ۵ - با تغيير نگرشتان نسبت به چيزهايي که انها را دوست نمي داريد انها را بپذيريد .

۳.زندگي رياضيات است . خوبي ها را جمع كنيد ، دعواها را كم كنيد ، شادي ها را ضرب كنيد ، دردها را تقسيم كنيد ، نفرت ها را زير راديكال ببريد . عشق را به توان برسانيد .

۴.برگ در انتهاي زوال مي افتد و ميوه در ابتداي کمال … بنگر که چگونه مي افتي ؟!

۵.کساني که در عشق عاقلند ، بيشتر عاشقند و کمتر حرف ميزنند .



تاريخ : دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 | 20:29 | نویسنده : پویا
سلام

این هم مثل قبلیه دلم گرفته بود گفتم بنویسم تا شاید بهتر بشم:(خواهش میکنم نظراتتونو دریغ نکنید)

...دلم آرام است و باز هم بارانی! هر چیزی و هر کسی در اینجا جایی دارد اما تو کجایی؟ تو بزرگی اما تک دل من...کوچک مانند قناری...به بزرگواری خودت کوچک باش تا در اینجا نیز باشی، تا باهم باشیم گفته بودم دلم بارانیست با خود چتری نیز بیاور تا به زیرش برویم تا به تو بگویم که" یکی" دوستت دارم شاید مردم فکر کنند که کوچک است اما زیباترین چیزها تنها یکی هستند:یک خدا ،یک خورشید، یک ماه و گاهی  "یک" خیلی بیش از آنست که مردم میشنوند :یک لحظه ،یک نگاه ،یک خاطره یا یک دوست...



تاريخ : دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 | 20:25 | نویسنده : پویا
سلام

ببخشید که اصلا آپ نکردیم من دلم گرفته بود اینو نوشتم امیدوارم خوشتون بیاد:

خداوندا کریمی و مهربان، فروزاننده ی خورشیدی و روزی رسان، به من یاری رسان تا در این ظلمات شبانه قطرات اشکم که عاشقانه فرو میریزد چراغی نباشد برای نااهلان تا بیایند و تنهایی من بر هم زنند و سکوت شبانه را بشکنند سکوتی که در آن با تو نجوا میکنم تا مرا پاسخ گویی...

خداوندا دلم بارانیست من این باران را دوست دارم اما خدایا! نه باران با طوفان، بارانی که ابرها قطعاتی از وجودشان را عاشقانه به سوی زمین روانه میدارند تا نشان دهند که عشقشان به زمین کمتر از خورشید نیست...

خدایا دوستت دارم به خاطر همه ی مهربانی هایت میدانم که ما انسان ها نمیتوانیم پاسخ آن همه خوبی هایت را بدهیم اشتباه میکنیم گناه میکنیم تو را کم سپاس میگوییم، چه زیبا گفت سعدی:هر نفسی که فرو رود ممد حیات است و چون برآید مفرح ذات پس در هر نفس دو نعمت موجود است و بر هر نعمت شکری واجب... پس خدایا ببخشای ناتوانیمان را که تو بی نیازترین بی نیازانی!



تاريخ : دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 | 20:4 | نویسنده : پرهام
برای این پست چند خط می نویسم تا شاید دیدتون نسبت به زندگی عوض بشه! موفق باشید!

زندگی یعنی چکیدن                      همچو شمع از گرمی عشق

زندگی یعنی لطافت                      گم شدن در نرمی عشق

زندگی یعنی دویدن                      بی امان در وادی عشق

رفتن و آخر رسیدن                      بر در آبادی عشق



تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 | 10:31 | نویسنده : پویا
سلام

امروز هم با چند جمله ی ادبی زیبا در خدمت شما هستم امیدوارم خوشتون بیاد خواهشا نظر یادتون نره:

۱.روزي کـه دلـم پيش دلت بود گرو          دستان مـرا سخت فشردي کـه نرو

  روزي که دلت به ديگري مايل شد           کـفـشـان مـرا جفت نمودي که برو

 ۲.  شخصي از طفلي سوال کرد، که اگر گفتي خدا کجاست يکي اشرفي به تو خواهم داد. آن طفل در جواب گفت:اگر گفتي که خدا کجا نيست دو اشرفي به تو خواهم داد!

۳.دستانم بوی گل میدادند مرا به جرم چیدن گل گرفتند اما هرگز کسی فکر نکرد شاید گلی کاشته باشم.........

 

۴.یاران به خدا که بی وفایی نکنید          با عاشق دلخسته جدایی نکنید

 

   یا آن که وفا کنید تا آخر عمر              یا آن که از اوّل آشنایی نکنید

۵.ای کاش بیاموزیم:

وقتی کسی ما را آزار می دهد، آنرا روی شن های صحرا بنویسیم تا باد های بخشش آن را پاک کند

 ولی

 وقتی کسی محبتی در حق ما می کند  آن را روی سنگ حک کنیم تا هیچ بادی نتواند آن را از یادها ببرد.

۶.هميشه فكركن تو يه دنياي شيشه اي زندگي ميكني پس سعي كن به طرف هيچكس سنگ پرتاب نكني چون اولين چيزي كه ميشكنه دنياي خودته



تاريخ : جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 | 15:21 | نویسنده : نسرین
۱.گرچه در شطرنج سخت زندگانی باختم
لاجرم با هر غم و درد و عذابی ساختم
زیر شلاق حوادث آنقدر خونین شدم
تا به آنجائی كه دل در موج خون انداختم
این منم تنهاترین در لحظه های واپسین
یك گل خوشرنگ سبز آرزو نشناختم
آشیان آرزویم سوخت و ویرانه شد
عشق در آوار باورهای من افسانه شد
شعله ای بر پا نبود جز شعله های گرم عشق
عشق هم خاكستر سرد مرا بیگانه شد
پوپك آواره ای گشتم كه باد مهرگان
لانه اش بر باد داد و تا ابد بی لانه شد

۲.كاش مي شد بارديگر سرنوشت از سر نوشت كاش مي شد هر چه هست بر دفتر خوبي نوشت كاش مي شد از قلمهايي كه بر عالم رواست با محبت, با وفا, با مهربانيها نوشت كاش مي شد اشتباه هرگز نبودش در جهان داستان زندگاني بي غلط حتي نوشت كاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود كاين همه اي كاشها بر دفتر دلها نوشت.

۳.فراموش كن آنچه را كه نمي تواني به دست بياوري و بدست آور آنچه را كه نميتواني فراموش كني

 ۴.آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم/ از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم/ تقصير كسي نيست كه اين گونه غريبيم/ شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم

۵.مهرباني را در نگاه منتظر كودكي ديدم كه آبنباتش را به دريا انداخت تا آب شيرين شود

۶.شمع داني که دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خوب جوابش  داد و گفت طولي نكشد تو نيز خاموش شوي

۷.گفتمش: دل مي‏خري؟! پرسيد چند؟!   گفتمش: دل مال تو، تنها بخند.   خنده كرد و دل ز دستانم ربود   تا به خود باز آمدم او رفته بود    دل ز دستش روي خاك افتاده بود    جاي پايش روي دل جا مانده بود



تاريخ : جمعه دهم اسفند 1386 | 12:19 | نویسنده : نسرین
با سلام

چند جمله ی ادبی رو برای استفاده ی دوستان می نویسم!امیدوارم مورد استفاده ی شما قرار بگیرد!

۱ـ دو چیز برای آدمی مصیبت است : ۱-داشتن آرزو که همه عمر به دنبال آن می دوی۲-نداشتن آرزو که دیگر امیدی برای ادامه ی زندگی نداری!

۲ـ ما دور مداری از خطر می گردیم          تا صبح به دنبال سحر می گردیم

 سوگند به لاله ها که همچون خورشید          زرد آمده ایم و سرخ بر می گردیم

۳ـ ساقیا امشب صدایت با صدایم ساز نیست          یا که من بسیار مستم یا که سازت ساز نیست

۴ـ بیاییم به چشمانمان خوب بیاموزیم که هر کس ارزش دیدن ندارد!

۵ـ وجدانت را آنگه که راحت ببینی آرامش به دستت خواهد آمد(پل روبنس)

۶- بخشش زیباست و زیباتر  فراموش کردن آن می باشد.(رابرت براونینگ)

۷- میراثی گرانبهاتر از راستی و درستی نیست .(شکسپیر)

۸-عشق اگر آبی بود لحظه های عمر اگر باقی بود من تمام لحظه ها را رنگ آبی می زنم!

۹ـ زندگی زیباست زشتی‌های آن تقصیر ماست، در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست! زندگی آب روانی است روان می‌گذرد... آنچه تقدیر من و توست همان می‌گذرد

۱۰-همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی         که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

     تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد           همگان روند و آیند و تو هم چنان که هستی



تاريخ : دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 | 13:37 | نویسنده : پویا
سلام

من اومدم با چند جمله ی ادبی بخونید و نظرتون رو هم بگید"

  1. هيچ کس اشکي براي ما نريخت هر که با ما بود از ما مي گريخت چند روزي هست حالم ديدنيست حال من از اين و آن پرسيدنيست گاه بر روي زمين زل مي زنم گاه بر حافظ تفال مي زنم حافظ ديوانه فالم را گرفت يک غزل آمد که حالم را گرفت: ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم
  2. من براي سالها مي نويسم سالها بعد که چشمان تو عاشق مي شوند افسوس که قصه مادربزرگ درست بود هميشه يکي بود و يکي نبود
  3. پروردگارابه من بياموز دوست بدارم کساني راکه دوستم ندارند ..عشق بورزم به کساني که عاشقم نيستند...بگريم براي کساني که هرگز غمم را نخوردند...به من بياموز لبخند بزنم به کساني که هرگز تبسمي به صورتم ننواختند... محبت کنم به کساني که محبتي درحقم نکردند
  4. عشق شیرنش مرا فرهاد کرد او بیامد مرغ دل را از قفس آزاد کرد او بشد لیلا و ما مجنون روی ماه او قلب ویران مرا آباد کرد دام شیرینش تمام تلخی عمرم زدود قبل از او دنیا برایم اینچنین زیبا نبود بعد از او هم زندگانی هست لیکن تلخ تلخ بعد از او این زندگانی را چه سود
  5.  فرقي نمي‌كند گودال آبي كوچك باشي يا درياي بيكران ، زلال كه باشي آسمان در توست!

بقیه در ادامه ی مطلب!!!!



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه نوزدهم بهمن 1386 | 13:24 | نویسنده : پرهام
این یک جمله زیبا درباره این شعر!
تا شقایق هست زندگی باید کرد
 
شاید انروز که سهراب نوشت:تا شقایق هست زندگی باید کرد خبری از دل پر درد گل یاس نداشت باید اینجوری نوشت:هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس زندگی اجبارست


تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 | 20:10 | نویسنده : پویا

سلام

من چند جمله و عبارت ادبی رو براتون مینویسم امیدوارم خوشتون بیاد:

۱.دلا غافل ز سبحانی چه حاصل ؟         مطیع نفس و شیطانی چه حاصل؟

    بود قدر تو افزون از ملایک                تو قدر خود نمی دانی چه حاصل؟

 ۲. ای کاش خدا از تو بگیرد هر آنچه تو را از خدا می گیرد.

۳.همیشه هر زیبایی عزیز نیست ولی هر عزیزی زیباست.

۴.شادی را آسان نمی آید به دست ،پسته را خون می شود دل تا لبی خندان کند.

۵.راه است که سنگلاخ و رهزن دارد          افتادن ماندن شکستن دارد

  سر منزل این راه مقام ادب است          زین روست که ارزش رسیدن دارد

بقیه در ادامه مطلب..................



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه بیست و دوم دی 1386 | 18:45 | نویسنده : پویا
من میخواهم برای شما چند جمله ی زیبای ادبی بنویسم .امیدوارم خوشتون بیاد:

  1. من براي سالها مي نويسم سالها بعد که چشمان تو عاشق مي شوند افسوس که قصه مادربزرگ درست بود هميشه يکي بود و يکي نبود .
  2. هيچ کس اشکي براي ما نريخت هر که با ما بود از ما مي گريخت چند روزي هست حالم ديدنيست حال من از اين و آن پرسيدنيست گاه بر روي زمين زل مي زنم گاه بر حافظ تفال مي زنم حافظ ديوانه فالم را گرفت يک غزل آمد که حالم را گرفت: ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم .
  3. پروردگارابه من بياموز دوست بدارم کساني راکه دوستم ندارند ..عشق بورزم به کساني که عاشقم نيستند...بگريم براي کساني که هرگز غمم را نخوردند...به من بياموز لبخند بزنم به کساني که هرگز تبسمي به صورتم ننواختند... محبت کنم به کساني که محبتي درحقم نکردند .
  4. فرقي نمي‌كند گودال آبي كوچك باشي يا  درياي بيكران ، زلال كه باشي آسمان در توست.


  • فروشگاه زنان
  • سوپر من