سلام اینم یه آپ قشنگ...نظر یادتون نره...منتظرم!
برقرار باشی و سبز ،
گل من تازه بمون ...
نفسم پیشکش تو ،
جای من زنده بمون ...
باغ دل ، بی تو خزون ،
موندنی باش مهربون ...
تو که از خود منی ،
منو از خودت بدون ...
...
غزل و قافیه بی تو ،
همه رنگ انتظاره ...
این همه شعر و ترانه ،
همه بی عطر و بهاره ...
موندنی باشی همیشه ،
لب پاییزو نبوسی ...
نشه پرپر شی عزیزم ،
مهربون گلم نپوسی ...
..
برقرار باشی و سبز ،
گل من تازه بمون ...
نفسم پیشکش تو ،
جای من زنده بمون ...
باغ دل ، بی تو خزون ،
موندنی باش مهربون ...
تو که از خود منی ،
منو از خودت بدون ...
...
غزل و قافیه بی تو ،
همه رنگ انتظاره ...
این همه شعر و ترانه ،
همه بی عطر و بهاره ...
موندنی باشی همیشه ،
لب پاییزو نبوسی ...
نشه پرپر شی عزیزم ،
مهربون گلم نپوسی ...
...
موندنی باشی همیشه ،
لب پاییزو نبوسی ...
نشه پرپر شی عزیزم ،
مهربون گلم نپوسی .......
امیدوارم منو ببخشین که تو این مدت کم کار بودم
مخصوصا شما اقا پویا
امروز یه شعر از سهراب میزارم
البته قسمت هایی از شعر رو:
نگاه مرد مسافر به روی میز افتاد
ـ چه سیب های قشنگی
ـحیات نشئه ی تنهایی است
و میزبان پرسید
ـ قشنگ یعنی چه
ـ قشنگ تعبیر عاشقانه ی اشکال است
ـ و عشق تنها عشق
ـ تو را به گرمی یک سیب میکند مایوس
ـ و عشق تنها عشق
ـ مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد
ـ مرا رساند به امکان یک پرنده شدن
ـ و نوشداروی اندوه
ـ صدای خالص اکسیر میدهد این نوش
باقی رو بعدا مینویسم
فعلا
امروز صبح معلم ادبیاتمون یه تثر خیلی زیبا از آقای ابولقاسم حالت خوند...منم خوشم اومدم گفتم بیام اینجا هم بذارم شاید شما هم خوشتون اومد!فقط نظر یادتون نره!
نکته:بحر طويل نيز يكي از قالبهاي ادبي است كه ابوالقاسم حالت با استفاده از آن، به بيان نكات اخلاقي و اجتماعي مورد نظر خويش در مجلات طنز به خصوص توفيق مي پرداخت. .....................................................................................................................................
تسبيح خداوند تعالي
دوستان، آمده ام باز، كه اين دفتر ممتاز، كنم باز و شوم قافيه پرداز و سخن را كنم آغاز به تسبيح خداوند تبارك و تعالي كه غفور است و رحيم است، صبور است و حليم است، نصير است و رئوف است و كريم است، قدير است و قديم است. خدايي كه بسي نعمت سرشار به ما آدميان داده، گهرهاي گران داده، سر و صورت و جان داده، تن و تاب و توان داده، رخ و روح روان داده، لب و گوش و دهان داده، دل و چشم و زبان داده، شكم داده و نان داده، زآفات امان داده، كمالات نهان داده، هنرهاي عيان داده و توفيق بيان داده و اينها پي آن داده،كه از شكر عطا و كرمش چشم نپوشيم و زهر غم نخروشيم و زهر درد نجوشيم و تكبر نفروشيم و مي از ساغر توحيد بنوشيم و بكوشيم كه تا از دل و جان شكر بگوييم عنايات خداوند مبين را.
آفريننده ي دانا و خداوند توانا و مهين خالق يكتا و بهين داور دادار، كزو گشته پديدار، به دهر اين همه آثار، چه دريا و چه كهسار، چه صحرا و چه گلزار، چه انهار و چه اشجار، اگر برگ و اگر بار، اگر مور و اگر مار، اگر نور و اگر نار و اگر ثابت و سيار.
خدايي كه خبردار بود از همه اسرار، غني باشد و غفار، شود مرحمتش يار، درين دار و در آن دار، به اخيار و به زهاد و به عباد و به اوتاد و به آحاد و به افراد نكوكار، خدايي كه عطا كرده به هر مرغ پرو بال، به هر مار خط و خال، به هر شير بر و يال، به هر كار و به هر حال بود قبله ي آمال و شود ناظر اعمال، فتد در همه ي احوال از او سايه ي اقبال به فرق سر آن قوم كه پويند ره خير و نكوكاري و دينداري و هشياري و ايمان و صفا و كرم و صدق و يقين را.
آرزومندم و خواهنده كه بخشنده به هر بنده شكيبايي و تدبير و توانايي و بينايي و دانايي بسيار كه با پيروي از عقل ره راست بپوييم و زهر قصه ي شيرين و حديث نمكين پند بگيريم ونصيحت بپذيريم و چنان مردم فرزانه بدان گونه حكيمانه در اين دارجهان عمر سرآريم كه از كرده ي خود شرم نداريم و ره بد نسپاريم و به درگاه خدا شكر گزاريم كه ما را به ره صدق و صفا و كرم و عدل چنان كرده هدايت از سر لطف و عنايت كه زما خلق ندارند شكايت. به ازين نيست حكايت، به از اين چيست درايت، كه ز حسن عمل ما به نهايت، همه كس راست رضايت، چه خداوندو چه مخلوق خداوند، به گيتي همه باشند ز ما راضي و خرسند و به توفيق الهي بتوانيم در اين دار فنا زندگي سالم و بي دغدغه اي داشته باشيم و در آن دار بقا نيز خداوند كند قسمت ما نعمت فردوس برين را.

