به خاطر کمکی که از چند وبلاگ خواسته بودیم...یکی از وبلاگ ها قبول زحمت فرمودند واین شعر زیبا رو برای ما فرستادند آدرس این وبلاگ :www.malihev.blogfa.com ضمنا این شعر ریتم خاصی داره که اگه دفعه ی اول بخونید شاید دستتون نیاد ولی بازم بخونید متوجه زیبایی شعر حمید مصدق میشید.راستی این بار اینو علنی میگم هرکسی که میخواد یه وبلاگ دسته جمعی ادبیات داشته باشه میتونه به وبه ما بیاد...
هان چه حاصل از آشنایی ها
گر پس از آن بود جدایی ها
من با تو چه مهربانی ها
تو و بامن چه بیوفایی ها
من و از عشق راز پوشیدن
تو و با عشوه خودنمایی ها
در دل سرد سنگ تو نگرفت
آتش این سخنسرایی ها
چشم شوخ تو طرفه تفسری ست
کارا به بی حیایی ها
مهر روی تو جلوه کرد و دمید
در شب تیره روشنایی ها
گفته بودم که دل به کس ندهم
تو ربودی به دلربایی ها
چون در ایینه روی خود نگری
می شوی گرم خودستایی ها
موی ما هر دو شد سپید وهنوز
تویی و عاشق آزمایی ها
شور عشقت شراب شیرین بود
ای خوشا شور آشنایی ها
...........................................
یکی از دوستان شعری رو در مدح حضرت علی(ع) در قسمت نظرات پست قبل قرار داده بودند که حیفم اومد اونو اینجا نذارم.ببخشید باید دیروز این کارو میکردم ولی چیزی از قشنگی شعر کم نمیشه...لطفا نظر بدین ...
دلا باید به هر دم یا علی گفت نه هر دم بل دما دم یا علی گفت
به صدق دل همیشه یاد او کرد به هر پیچ و به هر خم یا علی گفت
ز لیلیی شنیدم یا علی گفت به مجنونی رسیدم یا علی گفت
مگر این وادی دارالجنون است که هر دیوانه دیدم یا علی گفت
نسیمی غنچه ای را باز می کرد به گوش غنچه آن دم یا علی گفت
یقین پروردگار آفرینش به موجودات عالم یا علی گفت
دمی که روح در آدم دمیدند ز جا برخاست آدم یا علی گفت
چو نوح از موج طوفان ایمنی خواست توسل جست و هر دم یا علی گفت
عصا د ر دست موسی اژدها شد کلیم الله مسلم یا علی گفت
نمی شد زنده جان مرده هرگز یقین عیسی بن مریم یا علی گفت
رسول الله شنید از پرده غیب ندایی آمد آن هم یا علی گفت
نزول وحی چون فرمود سبحان ملک در اولین دم یا علی گفت
به فرقش کی اثر می کرد شمشیر گما نم ابن ملجم یا علی گفت
مگر خیبر ز جایش کنده می شد یقین آنجا علی هم یا علی گفت









من بعد از مدت مدیدی دوباره برگشتم با شعری بسیار زیبا از اعتصامی که فکر میکنم کمتر کسی شنیده باشه! امیدوارم لذت ببرید!
| مادر موسی، چو موسی را به نیل | در فکند، از گفتهی رب جلیل | |
| خود ز ساحل کرد با حسرت نگاه | گفت کای فرزند خرد بیگناه | |
| گر فراموشت کند لطف خدای | چون رهی زین کشتی بی ناخدای | |
| گر نیارد ایزد پاکت بیاد | آب خاکت را دهد ناگه بباد | |
| وحی آمد کاین چه فکر باطل است | رهرو ما اینک اندر منزل است | |
| پردهی شک را برانداز از میان | تا ببینی سود کردی یا زیان | |
| ما گرفتیم آنچه را انداختی | دست حق را دیدی و نشناختی | |
| در تو، تنها عشق و مهر مادری است | شیوهی ما، عدل و بنده پروری است |

ادامه مطلب...
سلام
خیلی وقت بود که دستی به سر و روی این وبلاگ بیچاره نزده بودم...پر از گرد و خاک بود...مثل دل خیلیا...
حالا براتون چند تا جمله ی قشنگ میذارم امیدوارم خوشتون بیاد...نظراتتون رو هم دریغ نکنید... ممنون
1.خدايا آنکه در تنها ترين تنهاييم تنهاي
تنهايم گذاشت خواهشي دارم.....
تو در تنها ترين تنهاييش تنهاي تنهايش نزار...
. خداوندا اگر روزي بشر گردي... زحال ما خبر گردي...2
پشيمان مي شوي از قصه خلقت... از اين بودن، از اين بدعت ...
خداوندا تو مي داني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است...
چـه زجـري مي کشد آن کـس که انسـان اسـت و از احـسـاس سـرشـار است...
3.وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن ...به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد...نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم... گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد...
4. شباهنگام،در آن دم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند...
درآن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام...
گرم یاد آوری یا نه،من از یادت نمی کاهم...
تو را من چشم در راهم.
((نیما یوشیج))
5. افسوس که هرجه برده ام باختنی است ...بشناخته ها تمام نشناختنی است ...
برداشته ام هر آنچه باید بگذاشت... بگذاشته ام هر آنچه برداشتنیست...
((شیخ طوسی))

